احمد على بابائى
19
منتخب نهج البلاغه ( فارسى )
دانائى ، ادب ، مشورت بهتر نبود غنائى از دانائى * برتر ز ادب ارثى نشد پيدائى از مشورت استوارتر نيست ستون * در زندگى با سه اصل كن آقائى لا غنى كالعقل و لا فقر كالجهل ( إلخ ) بى نيازى مانند دانائى نباشد چنان كه دانائى سعادت را آموخته و انسان موفق گردد و بينوايى مانند نادانى نيست كه بى عقلى بر آن شود از دست رود بهترين ها و سعادت و نيازمند گردد ، پس عقل و خرد بى نيازى است ، نيز هيچ ارثى چون ادب نباشد زيرا ادب از نابكارى و زشت رفتارى باز مى دارد انسان را و بلند نمايد از لغزش و هميشه با ادب را تحسين گويند و بر گذشتگان او رحمت خداى را طلب كنند كه چنين با ادبى را بجهان و مردم تحويل داده است و نيز از مشورت پايهاى استوارتر براى زندگى بهتر و دانستن بيشتر نخواهد بود زيرا عاقل هميشه با مشورت به كار هاى درست و نيك پيش رفته و موفق گردد و در زندگى هيچوقت به بن - بست نخواهد رسيد و ستون زندگى او هميشه استوار خواهد بود . پس : نيست ثروتى چون دانائى كه دانا بى نياز است از آنچه كه نادان نياز دارد و دانا با انديشه درست آن را بدست آورد و نيست ارثى برتر از ادب زيرا ادب سرمايه باطنى يك انسان است و هميشه اين ارث را تحسين كنند و ستونى پايدارتر و استوارتر از مشورت نخواهد بود كه مشورت با بزرگان بر آن شود كه در زندگى هيچ اشتباهى نكند و موفق است آنكه اين سه خصلت را دارا باشد .